الشيخ أبو الفتوح الرازي
35
روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )
بر سبيل استبطا : * ( لا تَأْتِينَا السَّاعَةُ ) * ، و قيامت به ما نخواهد آمدن . آن ( 1 ) قول آنان است كه ايشان منكر باشند بعث و نشور را . * ( قُلْ ) * ، بگو اى محمد به جواب : * ( لَتَأْتِيَنَّكُمْ ) * ، اين « لام » جواب قسمى محذوف است ، به خداى كه به شما آيد . آنگه با سر آن كلام رفت از ثنا و تمجيد خود . گفت : * ( عالِمِ الْغَيْبِ ) * ، او دانندهء غيب است و كارهاى پوشيده . قرّاء در اين لفظ و در اعراب او خلاف كردند : حمزه و كسائى در سبع و اعمش و يحيى در شاذّ خواندند : علَّام الغيب ، بروزن فعّال براى مبالغه و به جرّ « ميم » ، و اهل مكّه و بصره و عاصم خواندند : « عالم » به كسر « ميم » على وزن فاعل ، ردّا على قوله : * ( قُلْ بَلى وَرَبِّي ) * . و باقى قرّا خواندند : « عالم » ، به رفع على خبر مبتداء محذوف [ 14 - پ ] اى ، هو عالم براى آن كه ميان صفت و موصوف فصلى هست ( 2 ) * ( لا يَعْزُبُ عَنْه مِثْقالُ ذَرَّةٍ فِي السَّماواتِ وَلا فِي الأَرْضِ ) * ، دور نشود و غايب نگردد از او هيچ چيز تا به مقدار مورچهاى خرد ، نه در آسمان نه در زمين ، و اين مثلى است بر حسب خاطر شنونده ، چه آنچه كمتر از آن باشد هم پوشيده نشود بر خداى تعالى ، و قديم تعالى به معدومات هم چنان عالم است كه به موجودات . آنگه گفت : * ( وَلا أَصْغَرُ مِنْ ذلِكَ ) * ، و نه هيچ چيز از آن خردتر و نه بزرگتر ، و الَّا آن در كتابى روشن نوشته است ، يعنى لوح محفوظ كه خداى تعالى كاينات بر او ثبت كرده است تا فريشتگان بر آن مطَّلع شوند و ايشان را در آن لطف باشد . * ( لِيَجْزِيَ الَّذِينَ آمَنُوا ) * ، اين براى آن كرده است تا جزا دهد آنان را كه ايمان آرند و عمل نيكو ( 3 ) كنند و ايشان را آمرزش باشد و روزيى كريم ، با كرامت . قتاده گفت : « رزق كريم » بهشت است . بعضى دگر گفتند : رزق كريم آن باشد كه در او تنقيصى و كدارتى نباشد ، من قولهم : طين كريم ، اى ، لا شىء فيه من الحجارة و غيرها . * ( وَالَّذِينَ سَعَوْا فِي آياتِنا مُعاجِزِينَ ) * ، گفت : آنان كه سعى كنند در آيات ما يعنى در ابطال آيات ما ، [ على ] ( 4 ) حذف المضاف ، معاجزين ، ما را بعاجز كنندگان ، يعنى چنان گمان برند كه جان بخواهند بردن و از ما فوت شوند و ما ايشان را در نتوانيم -
--> ( 1 ) - دا ، آج ، لب : اين . ( 2 ) - دا : نيست . ( 3 ) - دا : نكو . ( 4 ) - اساس ، و آب : ندارد ، از دا افزوده شد .